خانه / برای همکاران دندانپزشک / ژن خوب در علوم پزشکی و سهمیهٔ فرزندان هیئت‌علمی
ژن خوب و فرزندان اعضای هیئت علمی
ژن خوب و فرزندان اعضای هیئت علمی

ژن خوب در علوم پزشکی و سهمیهٔ فرزندان هیئت‌علمی

4 (80%) 1 vote

این روزها شاهد مطالب زیادی در دنیای مجازی در موردبحث «ژن‌ خوب» هستیم. خوشبختانه در سال‌های اخیر به یمن ثبات جامعه و تبلور عقلانیت تخلص از احساسات کم‌ژرفا در روابط مردم ساختارهای قدرت و مسئولین اجرایی، به آن در جه از شفافیت و منطق رسیده‌ایم که در مورد بسیاری از مواردی که سال‌های قبل فرصت اشاره به آن‌ها نبود، آزادانه و بی‌تکلف بحث و تبادل‌نظر شود. در جامعه علوم پزشکی هم این روزها شاهد تبادل نامه‌هایی در دنیای مجازی هستیم که به دستوراتی مبنی بر جابجایی‌ها یا استفاده از سهمیه‌های خاص برای تسهیل تحصیل نورچشمی‌های مسئولین در رشته‌های دلخواهشان اشاره دارند.

ازآنجایی‌که رشته‌های پزشکی باجان انسان‌ها سروکار دارد، چنین اغماضی در اجازه به ورود افرادی که مسیر قانونی عادی را طی نمی‌کنند یا از مسیرهای شبه قانونی و با فرصت‌های خاص مدارج ترقی را طی می‌کنند نه‌تنها خیانت به همهٔ اقشار مردم است بلکه تضییع حق از عدهٔ زیادی است که با زحمت و استعداد خود می‌توانستند در رشته‌های علوم پزشکی به مردم خدمت کنند و درعین‌حال با کسب روزی حلال از این مسیر طبقهٔ اجتماعی خود را حتی عوض کنند. درواقع این رانت‌ها انحصار اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی برای یک گروه خاص به شمار می‌رود و با هیچ معیار عادلانه‌ای در هیچ کجای دنیا سازگار نیست.

همین الآن حتی باوجود اعتمادی که به کنکور سرا سری ورودی دانشگاه‌ها وجود دارد، بیم آن می‌رود که با سلطهٔ اقتصاد کلاس‌های کنکور، افراد مستعدی به‌صرف پتانسیل جغرافیایی و مالی کمتر، از راه‌یابی به دانشگاه‌ها در رشته‌های سطح بالای علوم پزشکی بازبمانند. همیشه درآمد بالای رشته‌های علوم پزشکی (که امروزه البته آیندهٔ آن چند آن‌هم خوش‌بینانه نیست) راه برون‌رفت عادلانه‌ای برای بسیاری از جوانان مستعدی بوده است که از مسیر صحیح، وجدانی و با ارائه خدماتی که مردم در هر طبقه‌ای به این خدمات نیاز دارند، گردش مالی را بین طبقات اجتماعی به شکلی عادلانه به جریان درآوردند. سلامت کالایی است که ازقضا ثروتمندان با پرداخت پول بیشتر (حتی در چارچوب بیمه‌های ساختارمند و نه بیمه‌های کشور ما که از پولدار و فقیر یک مقدار حق بیمه دریافت می‌کنند) می‌تواند یک دروازه سالم مالیاتی – مالی برای خارج کردن چرخهٔ انحصاری پول از دست اقشار خاص و تزریق آن به بدنهٔ جامعه باشد. والا در جامعه‌ای که – اگر خیلی عامیانه بیان کنیم- توانگران صرفاً پول رابین حلقهٔ خود به گردش درآوردند و طبقات پایین جامعه به این گردش مالی دسترسی نداشته باشند، همان‌طور که اقتصاددان فرانسوی توماس پکیتی اشاره‌کرده است، تبعات خوشایندی مورد انتظار نخواهد بود.

ژن های خوب فرزندان هیئت علمی
ژن خوب فرزندان هیئت علمی

ژن خوب در جامعه ی پزشکی

یکی از مواردی که از سال‌های قبل حساسیت‌های زیادی را ایجاد کرده است بحث انتقال فرزندان اعضای هیئت‌علمی از محل رشته‌ها به محل رشته‌های دیگر بوده است که به علت عدم شفافیت و غیر ضابطه‌مندی حتی از رشته‌به‌رشته و از خارج به داخل هم فراتر رفته است! طوری که دیوان عدالت اداری مجبور شد سرانجام علیه این رویه حکم صادر کند. در سال 1392 دیوان عدالت اداری رأی به لغو تسهیلات فرزندان اعضای هیئت‌علمی در آزمون‌های سرا سری داده بود اما شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه‌ای را به تصویب رساند که اختیار نقل‌وانتقال فرزندان اعضای هیئت‌علمی را به وزرای علوم، بهداشت و رئیس دانشگاه آزاد اسلامی تفویض کرد. درواقع با این حکم شورای انقلاب فرهنگی رویهٔ حیاط‌خلوت شدن دانشگاه برای ژن‌های خوب و مرغوبی که خودشان متأسفانه در استفاده از ژن‌هایشان برای انتخاب رشته – محل دلخواه ناتوان‌اند دوباره فراهم شد.

این آیین‌نامه در سال‌های قبل‌تر به‌وضوح امکان انتقال از رشته‌به‌رشتهٔ دیگر را به‌صرف داشتن نمرهٔ نود درصد آخرین فرد قبول‌شده در آن رشته را لحاظ کرده بود. نکتهٔ بسیار جالب اینکه در نص آیین‌نامه کسب نود درصد نمره آخرین فرد پذیرفته‌شده در سهمیهٔ مربوطه است و منعی برای انتقال رشته‌به‌رشته یا شبانه – روزانه قائل نشده بود! یعنی به‌راحتی 10 درصد به یک سری افراد خاص به‌صرف اینکه والدین آن‌ها در دانشگاه هیئت‌علمی هستند تخفیف داده می‌شود.(بخشنامه ی مربوط سال 88 را اینجا ببینید)

هر سهمیه‌ای که وزنهٔ ورود به دانشگاه‌هایی که با بودجه مردم اداره می‌شوند را به نفع گروه خاصی سنگین می‌کند باید مبنای منطقی، قابل توجیه و حقوقی داشته باشد. درگذشته صنوف وراثتی بودند؛ یعنی فرزند قصاب بیشتر مواقع قصاب می‌شد و فرزند حکیم، ممکن بود که به سراغ آموختن طبابت برود، چون محیط او برای چنین آموزشی مهیا بود و از طرف دیگر احتمالاً ژن‌های خوب برای استعداد کار فکری طبابت را هم داشت؛ اما از همان گذشته هم ضرب‌المثل «گیرم پدر تو بود فاضل-از فضل پدر تو را چه حاصل» معروف بوده است. چون مسیر طبابت، فضل و دانشی را می‌طلبد نیاز به ممارست، شایستگی و تلاش دارد. ژن خوب نباید ملاک ورود به طبابت باشد!

ما از گذشته تا به امروز با سهمیه‌هایی مانند سهمیه فرزندان شهدا، آزادگان و رزمندگان مواجه بودیم. بسیاری از سهمیه‌هایی ازاین‌دست در سایر کشورها هم برای فرزندان افرادی که برای کشور و مردم خود فداکاری می‌کنند و فرزندانشان به دلیل این فداکاری‌ها از نعمت حضور والدین درزمانی که نیاز داشته‌اند محروم می‌شوند وجود دارد. تعداد کسانی که از این سهمیه‌ها استفاده می‌کنند خیلی زیاد نیست و مقبولیت آن در بین عامهٔ مردم به‌هرحال وجود دارد. هرچند که در رشته‌های علوم پزشکی شاید توانمندسازی این گروه‌ها برای ورود به این رشته‌ها از راه حمایت‌های قبل از کنکور، روش پیشنهادی بهتری باشد؛ اما سهمیه‌هایی مانند سهمیه فرزندان هیئت‌علمی ازنظر عموم اعضای جامعه نوعی حیاط‌خلوت کردن دانشگاه و انحصاری کردن تحصیل است. عده‌ای که از این سهمیه‌ها استفاده می‌کنند اغلب به این سهمیه‌ها نیاز ندارند. اگر تحصیل دور از خانواده یا در رشتهٔ غیرانتخابی حقی از کسی سلب می‌کند، این معضل باید برای همه حل نشود و نه صرفاً افراد خاص. صرف اینکه فردی فرزندش عضو هیئت‌علمی است نمی‌تواند حقی برای فرزند او اضافه‌تر از بقیه افراد جامعه ایجاد کند. کما اینکه فردی که فرزند نقاش یا کارمند بانک است قرار نیست که از رانت برپایی نمایشگاه نقاشی یا استخدام در بانک بهره‌مند شود. هرچند که بسیاری ازاین‌دست رانت‌ها متأسفانه در بیشتر ارکان نظام اداری و خدماتی ما ممکن است قابل‌مشاهده باشد؛ اما قانونی کردن بی‌عدالتی هم خیانت به قانون و هم خیانت به عدالت است!

هر هفته من تماس‌هایی از جوانانی دریافت می‌کنم که به امید بازار کار رشته‌های علوم پزشکی با تلاش و ممارست درس می‌خوانند. این جوانان امیدوارند که با تلاش و انتخاب مسیری صحیح علاوه بر اینکه در رشتهٔ دلخواه خود به مردم نفع می‌رسانند، روزی حلال کسب کنند و زدگی خود و خانوادهٔ خود را متحول کنند. همیشه در پاسخ درخواست مشاورهٔ این دوستان گفته‌ام که روی کسب ثروت از مسیر رشته‌های علوم به‌عنوان گزینه‌های دوم و سوم حساب کنید! چراکه نه آینده قابل پیش‌بینی است و نه چنین نگرش صرفی به این رشته‌ها اخلاقی است؛ اما حقیقت این است که طبابت یک خدمت باارزش است و دریافت مالی آن‌هم به‌هرحال در تمام دنیا باارزش آن متناسب است و باید هم باشد! در پاسخ خیلی‌ها که درآمد پزشکان و دندان‌پزشکان و … را ناعادلانه بالا می‌دانم همیشه گفته‌ام که ارزش این خدمات و مهارت ارائهٔ این خدمات خیلی بالاست و در کشور ما هم مسیر کسب مهارت ارائهٔ این خدمات به‌طور عادلانه برای همه وجود دارد؛ بنابراین درآمد بالای رشته‌های پرطرفدار علوم پزشکی در ایران عین عدالت است! اما وجود بی‌عدالتی‌های کوچک از دست موضوع این مقاله غیرقابل‌انکار و غیرقابل‌توجیه است.این مقاله اگر چه ممکن‌است به مذاق برخی همکاران هیئت‌علمی خوش نیاید ولی امید است در فضایی که بحث «ژن‌ خوب» داغ است و مردم روی این قضایا حساس شده‌اند و مطالبه گری می‌کنند، به‌عنوان افرادی که دانشگاهی تلقی می‌شویم، خودمان از خودمان شروع کنیم جلوی بی‌عدالتی‌ها را حتی نفع خودمان باشند و حتی اگر در مقیاس بی‌عدالتی‌های کلانی که شاهد آن هستیم رقم قابل‌محاسبه‌ای نباشند، بگیریم.

درباره دکتر علی مرسلی

دکتر علی مرسلی
دندانپزشک – متخصص درمان ریشه – بورد تخصصی اندودانتیکس کرج:خیابان شهید بهشتی جنب شهرکتاب مرکزی ، ساختمان پزشکان نور واحد20/تهران،پل گیشا02188283006

2 نظرات

  1. حرف دل من رو گفتی
    امسال به خاطر این جور سهمیه های من در آوردی به جای قبولی در شهر های نزدیک و با سهمیه مناطق در شهر سمنان قبول شدم و بدون این که از سهمیه استفاده کنم

  2. سلام
    شایان بذکر بود قید میکردید که خیلیا با سهمیه/چند بار کنکور دادن و…بظاهر وارد دانشگاه شدند چند ترمی خوندن نتونستن ادامه بدن
    دوره کاراموزی گروه کامپیوترتودانشگاهی که من میخوندم باید داخل دانشگاه گذرونده میشد اونایی که بدون آگاهی یاهردلیل غیرعاقلانه واردشده بودن نهایتا6ترم دووم اوردن یا تغییر رشته دادن یا انصراف……ازرشته های خیلی خوب مثل برق وحقوق تارشته های سطح پایین تو هر رشته ای این موضوع صادقه ……
    فارق التحصیل شدن نیازمند سخت کوشی بیش ازحدکه بعضی وقتا ادما ندارن
    +اینکه سهمیه و خیلی عوامل دیگه فقط میتونه تایه حد موثر باشه که بیشتر باعث عذاب ادماست نه کمک حالشون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *